سر نوشت:یک به اصطلاح غزل طولانی :

و این جمعه ی غمگین راز دار با دلیل

و این صدای خسته ی به اصطلاح بار با دلیل

منم و واژه و ابیات سر در گم

تویی که نظم می دهی به این بی قرار با دلیل

منم و رد خون غزل از قلب انتظار

و نیامدنت در گلوست خار با دلیل

تمام چاره های زندگیم حضور توست

ببین به سر چارقد انتظار با دلیل

چقدر نماز باران خواندیم برای آمدنت

بیا که پس از قرن ها شکوفه کند بهار با دلیل

به قامت قلم که تا شد از هجرت

هنوز ترانه ها مانده در گلوی تار با دلیل

اینکه موسیقی این شعر صدای اشک چلچله هاست

با ضعف مفرط این شاعر بی مقدار با دلیل

گفتن از تو مثال دوک نخ

به دست پیرزن خریدار با دلیل

هر چند تمام ابیات قرقره هم نمی شود

ولی مهم حضور توست در اشعار با دلیل

** از کارای اولمه خیلی دوسش دارم با تمام ایراد های وزنیش

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اسمش را بگذارید سپبد یا شاید اصلا طرح..

- و اشک هایم را زیر پایت

له کردی

از آن پس شب ها چشم هایم به بالا صعود می کند.

**جای چشم هایم به بالا صعود می کند این هم می تونه باشه چشم هایم از اشک بالا می رود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن:این جا دیگر برای شما نیست..!!