مرده شور
چشمانت را درون پیاله قدح قدح نوش می کنم تا پر شوم از چشمانت..
و تنت را مست و خیره یا دستانم می فشارم تا تنم پر شود از قطره قطره ی تنت...
و پاهایت نیلوفر وار پیچ می خورد روی پاهایم..
و انگشتانت که مثل سیگار نازک پدر بزرگ مک می زنم..
و نفس هایم که وسط نفس های تو گم می شود..
و تمام تنم که روی دستان مردم وسط مرده شور خانه ی محله فرود می آید..
.....
چرا هیچ مرده شوری مرا نمی شوید..؟!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن :خسته شدم از این به روز نکردنم هایم.
پ.ن:این پ ن نوشتن خیلی حال می دهد دوست دارم.!!!
پ.ن:جشن بچه های رباتیک تو کلاس ۲۰۴ برگزار می شه..
پ.ن:انتخابات انجمن علمی گروه کامپیوتر هم برگزار شد تبریک یه اونا که رای اوردن
پ.ن:من کاندید نبودم ها..سو تابیر نشه احیانا
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۸۸ ساعت 14:44 توسط زم بور
|
من