قدر

گاهی به بهانه ی شما دلمان که غروب کرده طلوع می کند آقای تحمل لحظه های همه سخت  خدا هم شما را بهانه قرار داده تا ببخشد تا بزرگترین شبش را خلق کند تا بشر را به نور ببرد تل کلامش را نزول دهد...آقای تحمل لحظه های همه سخت....

____________________________________

این از صفات تو نیست حضرت حق که به ما بگویی از من بخواهید اما اجابتش نکنی..!!

____________________________________

 و اعمال مشترک سه شب آن بر سه قسم است....

اول:غسل....

دوم:دو رکعت نماز و در هر رکعت بعد از حمد هفت مرتبه {قل هو الله احد} و هفتاد مرتیه...استغفرالله و اتئب الیه....و روایت از حضرت عشق محمد مصطفی (ص) که از جای بر نخیزد تا حق تعالی خود او و پدر و مادرش را بیامرزد.....

سوم:قرآن سر گرفتن[قرآن را مقابل خود بگذارد و خدا را به قرآن قسم دهد که او را از آتش نجات بخشد و بعد قرآن را روی سر بگذارد و به چهارده معصوم خدا را قسم دهد و هر چه حاجت دارد از خدای بطلبد]

چهارم:احیا(زنده نگه داشتن)بدارد این شب ها را همانا روایت شده هر که این کند امرزیده شود هر چند گناهانش به قدر عدد ستارگان آسمان و سنگینی کوه ها و حجم دریا ها باشد

____________________________________

بزم

سر نوشت:

و بزم آغاز می شود..

   بخورید و بیاشامید...

اما نه فقط از اغذیه..بنوشید از شراب سلسلبیل حضرت دوست و روشنی برگیرید از نور افشانیش که ظلمتتان سراسر نور گردد.

وگناهانت را در بیاور زیرا تو قدم گذاشته ای به ماه

مقدس طوی

و خداوند ارزانی می دارد برای تو تمام برکت را..

و احسان را در حق تو تمام خواهد کرد اگر خودت بخواهی...

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عا-ش-قا-نه..شاید غزل:

زلفتان را گره زدید با یار اما خیالتان

لبتان روی لبش آشکار اما خیالتان

گویی نمی رود از این دل با این وصف

بوسه می زنم  بر طناب دار اما خیالتان

این جا که عروسی است عزایش می کنم

نوشتان باد این تیغ بی قرار اما خیالتان

و خنده هایتان عبور می کند از ذهنم

پس دور می شوم زین بزم چون نار اما خیالتان

آه گویی باید که جدا شوم از این ردیف

مچاله می کنم این شعر تب دار اما خیالتان

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پ.ن:ما کمی حوصله امان سر رفته است..!!

پ.ن:این دانشگاه هم قصه ای شده است..قاه قاه قاه.

پ.ن:ببخشید ما را با این مثلا شعر ها..!!