ولن
سر نوشت:در جوار سطان خوبان عجب صفایی کردیم..ممنونم از تو امام مهربان.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دوست داری وسط این همه آت و آشغال تو را بگردم و پیدایت کنم..؟!
تمیزت کتم...چه خیال خامی تمیز که نمی شوی حد اقل بزکت کنم...
چشمان سیاه تو وسط آن همه رنگ سبز و آبی نزدیک چشمان میشی ساده ی من و موج های مش شده ی بلوندت روی گونه سرخ من...
وسط یک کافی شاب به هم هدیه ی ولنتاین بدهیم..؟!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ.ن:به یک عدد دختر خاله نیازمندیم.
پ.ن:نمی دونم چرا یه مدت زیادی نبودم بزارید به حساب مثلا مشغول بودن
پ.ن:من ۵۶۱۰ رو بیشتر دوست دارم.
پ.ن:ترم جدید با حال و هوای دیگه ای شروع می شود حال و هوای <درس>
پ.ن:آقا محسن عرض ارادت.
پ.ن:با یه داربیه ولنتاینیه قرمز چطورین..؟!برد از آن ماست..
+ نوشته شده در جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۸۷ ساعت 13:9 توسط زم بور
|
من