بخش
اعوذ به نمی دانم کجا از تو که "رحمن" و "رحیم" ی و بسم گیسوانت که آیه آیه نازل می شود بر گونه هاش و خدایی نکرده-هفت قرآن به میان گونه هاشان.
چه سخاوتمندانه لبخند هایت و طعم سرخ لبانت را ارزانی کرده ای و چه با شکوه ذوب کرده ای گرمی دستانت و زبانم لال تنت را در آن هایی که فرقی نمی کند در اکثریت هستند و یا در اقلیت.
و من چه چشم تنگ شده ام بر رحمانیت تو عزیز دل.
مرا ببخش
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پ ن:نداریم گویی
+ نوشته شده در شنبه ۲۵ مهر ۱۳۸۸ ساعت 12:40 توسط زم بور
|
من